پانزدهمین پرسش (قسمت چهارم) اشاره به رخ و خط

         780    رخ اینجا مظهر حسن خدایی است         مراداز خط، جناب کبریایی است

قید اینجا در این محل آن است که رخ در جاهای دیگر به مناسبت های معانی دیگر دارد و در این محل مراد از رخ، مظهر حسن خدایی است. حسن و جمال الهی عبارت از مجموعۀ  کمالات اسماء و صفات است که لازمۀ ذات الهی می باشد. مظهر این حسن و جمال، ذات با کمال آن حضرت است. مراد از خط نیز جناب کبریایی است که عبارت از عالم ارواح مجرده است که اقرب مرتبه به وجود است. جناب به فتح جیم به کناره، محله، سرای و خانه اطلاق می گردد چون هیچ مرتبه ای به آستانۀ کبریایی حضرت احدیت نزدیک تر از عالم ارواح نیست.

781             رخش خظی کشید اندر نکویی            که بیرون نیست از ما خو برویی

رخ محبوب به نیکویی و لطافت و نازکی خطی کشیده است که جامع جمیع دقایق و نکات حسن و جمال است و هیچ خوبرویی وزیبایی و ملاحت از آن خط  نمی تواند فراتر باشد و مظهر حسن و جمال، مطلقاً روی آن حضرت است و بس.

728             خط آمد سبزه زار عالم جان               از آن کردند نامش دار حیوان

در ابیات قبل  گفته شد که مراد از خط، تعینات ارواح مجرده است که اقرب مراتب به وجود و به مرتبۀ غیب است. می دانیم مرتبۀ ارواح، اولین مراتب ظهور در مظاهر است و برزخ میان غیب مطلق و شهادت مطلق است شیخ این مرتبه را سبزه زار عالم جان یعنی عالم روح تعبیر نموده است. چون سبزه زار کنایه از محل نشو و نمای حیوان است به این مرتبه دار حیوان نیز نام نهاده اند. این تعبیر بر گرفته از قرآن کریم است که فرمود«ان الدار الآخرۀ لهی الحیوان» نام دیگر دار حیوان، دار آخرت است چون ارواح مطهره بعد از مفارقت از تن به آن عالم  بازگشت می نمایند.

783             زتاریکی زلفش روز، شب کن            زخطش چشمۀ حیوان طلب کن

در اوایل این کتاب توضیح داده شده است که عالم کثرات از جهت ظهور مانند روز است ولی از جهت اینکه مانع اطلاع طالب بر حقیقت توحید می باشد و در واقع عالم کثرات حجابی بر حقیقت توحید می باشد به تاریکی تعبیر شده است. در ابیات قبلی نیز بیان گردید که زلف نمود کثرات است. مراد از «شب کن» یعنی محو و نیست گردان  و در واقع نیستی را از جهت ظلمت به شب تعبیر کرده اند. پس معنی مصرع اول چنین خواهد بود: عالم کثرات را که زلف تعبیر از آن است و مانند روز است از جهت ظهور و هم چنین تاریک است از  جهت مانع بودن در راه حقیقت مطلق، شب کن یعنی محو و نیست گردان. در مصرع دوم می فرماید «زخطش چشمه حیوان طلب کن» یعنی وقتی عالم کثرات را محو کردی به خط که سبزه  زار یا دار حیوان یا عالم روح است می رسی، در این مرحله نیز متوقف مباش و از این مرحله یعنی از خط یا دار حیوان عبور کن تا به چشمه حیوان برسی. مراد از چشمه حیوان، ذات مطلق احدیت است، چون اوست که منبع فیاض حیات و هستی جمیع اسماء، صفات افعال و آثار است.

784             خضر وار از مقام بی نشانی              بخور چون خطش آب زندگانی

مراد از مقام بی نشانی، مرتبه ذات مطلق است. مراد از خط نیز چنانچه در ادبیات بالا گفته شد تعینات عالم ارواح است و گفته شد که این مرتبه اقرب موارد به ذات احدیت است و مانند سبزه زار است که از سرچشمۀ فیاض احدیت مشروب می بود و شاد و خرم است، پس معنی بیت چنین خواهد بود وقتی به چشمه حیوان رسیدی مانند حضرت خضر که آب حیات نوشید تو نیز از مقام ذات احدیت آب حیات بخور، همچنان که عالم ارواح نیز از این آب حیات می خورند.

785     اگر روی و خطش بینی تو بی شک                       بدانی کثرت از وحدت یکایک

اگر خط و روی محبوب را ببینی، بی شک کثرات را از وحدت یکایک و به تفصیل خواهی دانست و برای تو معلوم خواهد شد که وحدت روز است و جمعیت و نوریت دارد و کثرت شب است و تفرقه و ظلمت دارد

786             ز زلفش بازدانی کار عالم        زخطش بازخوانی سِرّ مبهم

در ابیات قبل توضیح داده شده است که زلف، نشان از عالم کثرات و تعینات است و اغلب به عالم شهادت تعبیر می گردد. خط  نیز مخصوص به تعینات عالم ارواح است، البته گاهی به کل تعینات و کثرات تعبیر می گردد. در مصرع دوم کلمۀ خواندن به جهت تناسب با خط آورد شده است. پس معنی بیت چنین است: از زلف محبوب که مراد از آن کثرات و تفرقه و پریشانی عالم است، کار عالم را بازدانی و از خط محبوب که مراد از آن تعینات عالم ارواح است و شأن آن میان غیب مطلق و شهادت مطلق است، سر مبهم را بازخوانی . سر مبهم همان دمیده شدن خط کثرت به گرد وجه وحدت می باشد.

787    کسی گر خطش از روی نکو دید                   دل من روی او در خط او دید

اگر کسی خط محبوب را در روی خوب او مشاهده نماید، یعنی کثرت را در وحدت ببیند در این صورت حق پیش او آینه خلق است و در این حالت خلق را ظاهر و حق  را باطن خواهد دید. به این مرتبه ذوالعقل گویند. مطلبی را که در مصرع دوم بیان فرموده مقامی عالیتر از مضمونه مصرع اول است و به عبارتی دیگر حق را ظاهر و خلق را باطن می بیند و به این مرتبه مقام ذوالعین می گویند. در چنین مقامی سالک به هر جا نگاه می کند، جز خدا نمی بیند. مفهوم این بیت مشابه مفهوم بیت 85 است.

788    مگر رخسار او سیع المثانی است                 که هر حرفی از او بحر معانی است

سبع المثانی سورۀ فاتحه الکتاب است که دارای هفت آیه است و مشتمل بر مجموع معانی آیات قرآنی است . این سوره دور بار نازل شده است. ذات حق نیر اشتمال بر تمام معانی اسماء و صفات دارد . ذات حق نیز به اعتبار تنزل و ظهور در دو مرتبۀ علم و عین و هفت اعتبار کلی (یعنی صفات سبعیه ذاتیه اند،) می باشد. صفات سبعه عبارتند از علم، حیات، قدرت، اراده، سمیع، بصیر و کلام. در این بیت رخسار ذات احدیت به سورۀ سبع المثانی تشبیه شده است و وجه مشابهت با توضیحاتی که داده شد، معلوم است. چنانچه هر حرفی از سوره سبع المثانی به سبب اشتمال آن بر کل قرآن دارای دریای معانی است، هر تجلی و ظهوری از وجه الهی نیز به اعتبار اشتمال از روی ذات بر تمامیت تجلیات، بحر معانی است که کرانه ای ندارد.

 

789             نهفته زیر هر مویی از آن باز            هزاران بحر علم از عالم راز

چنانچه هر حرفی از سورۀ سبع المثانی دارای دریای معانی است، هر مویی از رخسار محبوب نیز باز نهفته از هزاران دریای علم از عالم راز و سر غیب می باشد. در این بیت اشاره به هر مو نموده است. مو اشاره به تجلی و ظهور است. بنابراین در تحت هر مو یعنی هر تجلی، تجلیات نامتناهی وجود دارد و هزاران دریای علم و معانی در آن نهفته است و غواص آن  دریاها اولیاء الله هستنند.

790     ببین برآب قلب عرش رحمان            زخط عارض زیبای جانان

قلب مؤمن به حکم« قلب المؤمن عرش الله الاعظم» عرش حقیقی است و به اعتبار آیۀ کریمه «کان عرشه علی الماء» عرش برآب است. عارض محبوب از جهت نازکی و لطافت به آب تشبیه شده است. ضمناً قلب انسان از آن روی که تعینات ارواح مجرده است، خط است. پس معنی بیت چنین خواهد بود: یعنی نظر کن و ببین که قلب انسان که به منزلۀ عرش رحمان است. خطی است بر رخسار مانند آب که بر روی زیبای محبوب ظاهر شده و دمیده گشته است

/ 0 نظر / 55 بازدید