خاتمه گلشن راز

999    ازآ ن گلشن گرفتم شمه ای باز            نهادم نام اورا گلشن راز

یعنی ازمعارف آن گلشن کمال که از مشاهدۀ روی آن مظهر حسن به آن راه یافتم، شمه ای باز گرفتم. مقصود شیخ آن است آنچه به رشته تحریر و تقریر درآمده است. از معارف آن گلشن کمال است که آن نیز از مشاهدۀ روی او حاصل شده است. البته این مطالب شمه ای ازآن گلشن کمال است، چون وصف کامل آن میسّرنیست و همچنین مطالبی که بیان داشته ام بر گرفته از آن گلشن است، نام کتاب را گلشن راز نهادم.       

1000           در او از رازدل گل ها شکفته است                که تا اکنون کسی دیگر نگفته است

در این کتاب اسراری از دل پاک و صاف اهل الله وجود دارد و گل های بسیاری از این رازها شکفته است که تا کنون کس دیگری آن ها را نگفته است. چون بعضی از مطالب  خاص خود شیخ است که کس دیگر نگفته است، بقیه مطالب هم اگر دیگران گفته اند با نثر و عبارات دیگر گفته اند وبه نظم نگفته اند.

1001           زبان سوسن او جمله گویاست                      عیون نرگس او جمله بیناست

        زبان سوسن این کتاب، گویا و ناطق این موضوع است که کس دیگری تا بحال این اسرار را نگفته است. چشم های نرگس این گلشن، بیناست که کس دیگری را مشهود این معانی نبوده است. این بیت اشاره به آن دارد که هر چه در این کتاب بیان شده است ازمسایل توحید و حکمت است که زبان سوسن اِشعار برآن دارد وضمنا" هر چه دراین کتاب می باشد از نهج مکاشفات ارباب شهود است که عیون نرگس اشاره به آن دارد.

1002           تأمل کن به چشم دل یکایک               که تا برخیزد از پیش تو این شک

       اگر به مطلبی که در بیت بالا گفتم، شک داری با چشم دل و بصیرت به یکایک مطالبی که در این منظومه مطرح شده تأمل و دقت نمای، در این صورت شک از پیش تو برخواهد خاست و خواهی دانست که هر چه گفته ام بیان واقع است و درآن شائبه ای نیست.

1003           ببین منقول و معقول و حقایق             مصفا کرده در علم دقایق

      یعنی با چشم دل و بصیرت نگاه کن و ببین  از منقول که راجع به عقاید شرعیه است واز معقول که مربوط به مسایل حکمیه است و از حقایق که مربوط به مصطلحات صوفیه است درعلم دقایق از کدورات صاف کرده و در این منظومه بیان داشته ام.

1004           به چشم منکری منگر دراو خوار                  که گل ها گردد اندر چشم تو خار

       به چشم منکری و انکار در این گلشن خوار و سست نگاه نکن، چون اگر به چشم منکری نگاه کنی در این صورت گل هایی که دراین گلشن وجود دارد، در چشم تو که منکری، به صورت خار جلوه می نماید .

1005           نشان ناشناسی ناسپاسی است                        شناسایی حق در حق شناسی است

        ناسپاسی و عیب جویی بی مورد، خود دلیل ناشناسی و جهل است. شناسایی خدا نیز در حق شناسی است، یعنی اگر خدا شناس هستی باید حق هیچ کس را ضایع مکنی، چه رسد به حق این عارف بزرگ که الحق و الانصاف در بیان این حقایق به این دقایق کسی درنظم فارسی اثری خلق نکرده است.

1006           غرض زین جمله تا آن گر کند یاد                 عزیزی گویدم رحمت بر اوباد

غرض ومقصد من از تنظیم این کتاب آن بود که اگر عزیز وبزرگی این کتاب را خواند، بگوید که رحمت بر او باد که چنین معانی دقیقی را برای هدایت طالبان معارف یقینی به نظم آورده است.

1007           به نام خویش کردم ختم و پایان                      الهی عاقبت محمود گردان

      این منظومه را به نام خودم که محمود است، به پایان بردم تا خوانندگان بدانند که ناظم این منظومه که بوده است. خداوندا اورا به مصداق اسم خودش محمود گردان. نام ناظم این منظومه مولانا سعدالدین محمود شبستری است و شبستر ، شهری است که در هشت فرسنگی تبریز که مولد و موطن شیخ آن جاست. خداوند روح او را وروح شیخ محمدلاهیجی را که شرح مفصلی بر گلشن راز نوشت، شاد فرماید.

شکر و سپاس خداوند متعال را که به این حقیر توفیق داد این شرح مفصل را تلخیص نمایم تا برای مشتاقان، استفاده آن تسهیل گردد و خواندن آن مفتاحی باشد برای استفاده از اصل کتاب که مفاتیح الاعجاز است.

شب چهارشنبه پانزدهم مهرماه سال یکهزارو سیصد و هشتاد وسه

حسن امین لو

 

/ 3 نظر / 123 بازدید
منصور

با سپاس از شما بزرگوار واقعا استفاده کردم امیدوارم همیشه سلامت باشین

سارا

عالي بود استاد خدا خيرتون بده[گل]